تبليغاتX
غرض نقشیست کز ما باز ماند*** که دنیا را نمی بینم بقایی***مگر صاحبدلی روزی ز رحمت ***کند در حق درویشان دعایی***به وبلاگ امر به معروف ونهی از منکر خوش آمدید.لطف کنید سوالهای خودتونو در قسمت ارتباط با مدیر بنویسید.شما میتونید با مدیریت وبلاگ چت کنید البته در صورت آنلاین بودن. با تشکر مدیر وبلاگ*************** اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا ...

تبلیغات >

تبليغات به صورت بلاگفا

X

امر به معروف ونهی از منکر











                        

یکشنبه 8 شهریور1388 ساعت 2:30
سلام.دوستان و عزیزانی که با نظراتون منو راهنمایی میکنید....................

این قالب یکی از بهترین هاست.............بازم نظر شما مهمه...........

اگه مطلب به درد بخوربرا این وبلاگ داشتید به ایمیلم ارسال کنید...............

ممنون...........

نمازوروزه هاتون قبول حق...........................

یکشنبه 21 مهر1387 ساعت 13:36
با سلام با توجه به اینکه از این قالب خیلی خوشم اومد این قالب رو به عنوان قالب وبلاگ انتخاب کردم ................حتما نظر بگذارید..................

شنبه 6 مهر1387 ساعت 22:18

 

ما نباید نسبت به خلافکار کینه به دل داشته باشیم،بلکه باید کار خلاف اورا به او تذکر دهیم،به عبارت دیگر با جهل مبارزه کنیم نه با جاهل!با گناه مبارزه کنیم نه با گنهکار.اگر خلافکار احساس کند انسانی منفور و مطرود است هر روز بر تباهی خود می افزاید اما اگر احساس کند که شخصیت دارد و محبوب است و تنها نقطه ضعف او کار خلافش است به راحتی آن را ترک میکند.

امام موسی کاظم(علیه السلام) فرمودند:

از کارش تبری بجویید نه از خودش!

بحارج27 ،ص137

 

نوشته شده توسط انصارالمهدی(عج) | لينك ثابت |موضوع:
شنبه 19 مرداد1387 ساعت 13:47

... روايتي كه مي خوانم، روايت تكان دهنده و عجيبي است. مي فرمايد: «لتأمرنّ بالمعروف و لتنهون عن المنكر او ليسلّطنّ اللّه عليكم شرار كم فيدعو خياركم فلا يستجاب لهم»؛ بايد امر به معروف و نهي از منكر را ميان خودتان اقامه كنيد، رواج دهيد و نسبت به آن پايبند باشيد. اگر نكرديد، خدا اشرار و فاسدها و وابسته ها را بر شما مسلّط مي كند؛ يعني زمام امور سياست كشور به مرور به دست امثال حجّاج بن يوسف خواهد افتاد! همان كوفه اي كه اميرالمؤمنين در رأس آن قرار داشت و در آن جا امر و نهي مي كرد و در مسجدش خطبه مي خواند، به خاطر ترك امر به معروف و نهي از منكر، به مرور به جايي رسيد كه حجّاج بن يوسف ثقفي آمد و در همان مسجد ايستاد و خطبه خواند و به خيال خود مردم را موعظه كرد! ... وقتي كه امر به معروف و نهي از منكر نشود و در جامعه خلافكاري، دزدي، تقلّب و خيانت رايج گردد و بتدريج جزو فرهنگ جامعه شود، زمينه براي روي كار آمدن آدمهاي ناباب فراهم خواهد شد.

البته امر به معروف و نهي از منكر حوزه هاي گوناگوني دارد كه باز مهمترينش حوزه مسؤولان است؛ يعني شما بايد ما را به معروف امر، و از منكر نهي كنيد. مردم بايد از مسؤولان، كار خوب را بخواهند؛ آن هم نه به صورت خواهش و تقاضا؛ بلكه بايد از آنها بخواهند. اين مهمترين حوزه است. در مسأله امر به معروف و نهي از منكر، فقط نهي از منكر نيست؛ امر به معروف و كارهاي نيك هم هست. ... نهي از منكر هم فقط نهي از گناهان شخصي نيست. تا مي گوييم نهي از منكر، فوراً در ذهن مجسّم مي شود كه اگر يك نفر در خيابان رفتار و لباسش خوب نبود، يكي بايد بيايد و او را نهي از منكر كند. فقط اين نيست؛ اين جزء دهم است.

نهي از منكر در همه زمينه هاي مهم وجود دارد؛ مثلاً كارهايي كه افراد توانا دستشان مي رسد و انجام مي دهند؛ همين سوء استفاده از منابع عمومي؛ همين رفيق بازي در مسائل عمومي كشور، در باب واردات، در باب شركتها و در باب استفاده از منابع توليدي و غيره؛ همين رعايت رفاقتها از سوي مسؤولان. يك وقت دو نفر تاجر و كاسبند و با هم همكاري و رفاقت مي كنند، آن يك حكم دارد؛ يك وقت است كه آن كسي كه مسؤول دولتي است و قدرت و اجازه و امضاء در دست اوست، با يك نفر رابطه ويژه برقرار مي كند؛ اين آن چيزي است كه ممنوع و گناه و حرام است و نهي از آن بر همه كساني كه اين چيزها را فهميده اند - در خود آن اداره، در خود آن بخش، بر مافوق او، بر زيردست او - واجب است؛ تا فضا براي كسي كه اهل سوء استفاده است، تنگ شود.

نوشته شده توسط انصارالمهدی(عج) | لينك ثابت |موضوع:
یکشنبه 30 تیر1387 ساعت 18:40

گرچه طبق قانون «اهم و مهم» بايد در هر اقدامى محاسبه كرد و هر حركتى را سنجيده انجام داد و به خاطر رسيدن به منفعت قليل، منابع كثيرى را مصرف نكرد؛ ولى اين به آن معنا نيست كه ما در امر به معروف و نهى از منكر، بيمه بودن آبرو و مال و جان را براى كسى تضمين كنيم. ما بايد در انجام اين دو وظيفه بزرگ، گاهى به استقبال خطر برويم. اين همه سفارش و پاداش تنها براى كسانى نيست كه بى هيچ دردسرى امر به معروف كنند و به طور قطع نتيجه هم بگيرند.
گاهى انسان به نتيجه نمى رسد، ولى بايد امر و نهى كند. مگر حضرت نوح چقدر به نتيجه رسيد؟ مگر روز عاشورا كه شخص امام حسين عليه السلام موعظه كرد و مردم را از بزرگترين منكرات (شهيد كردن امام) باز داشت، چقدر اثر كرد؟ هميشه تأثير لازم نيست. گاهى براى اتمام حجت، لازم است موعظه كنيم؛ به قول قرآن كريم :
«ُعْذَراً اَوْ نُذْراً»
به هر حال، به نظر مى‏رسد كه ترك اين دو وظيفه مهم امر به معروف و نهى از منكر به خاطر همين توقع نابجايى است كه بتدريج پيدا شده است؛ يعنى :
«سخن ما بايد همين امروز اثر كند و به ما هم هيچ لطمه‏اى وارد نشود.»
در حديث مى‏خوانيم : اگر نماز ضربه‏اى به مال و جان مردم مى‏زد، آن را رها مى‏كردند، همان گونه كه بزرگترين و شريف ترين واجبات را بخاطر لطمه‏اى كه مى‏خورند، رها مى‏كنند.»
از اين حديث چنين معلوم مى‏شود كه بايد به استقبال خطر رفت اگر قرآن در ستايش افرادى مى‏فرمايد : «آنان از هيچ سرزنشى نمى هراسند،  به خاطر آن است كه عمل به وظيفه، سرزنش دارد و ما بايد به استقبال آن برويم. اگر قرآن مى‏فرمايد : «مجرمين به اهل ايمان مى‏خندند و هر گاه از كنارشان عبور مى‏كنند با غمزه است و هر گاه دور يكديگر جمع مى‏شوند، پشت سر اهل ايمان فكاهى مى‏گويند و نسبت انحراف و كج سليقگى به آنان مى‏دهند و به هر حال از طريق خنده و غمزه و همزه و لمزه و فكاهى و نسبت انحراف، مؤمنان را به رگبار تحقير مى‏بندند، به خاطر آن است كه عمل به وظيفه، دردسر دارد.»
من نمى‏دانم در دينى كه تمام انبيا و اولياى آن مورد اهانت و شهادت قرار گرفته‏اند، اين شرط رفاه و بى دردسر بودن از كجا پيدا شد كه گفته مى‏شود : «شرط امر به معروف و نهى از منكر آن است كه لطمه و ضربه‏اى به انسان وارد نشود.» من مى‏گويم :
«اين تفكر دين بدون دردسر دينى است كه هيچ يك از انبيا و اوليا نياورده‏اند. مگر تأسيس دين بى دردسر بود تا حفظ آن بى دردسر باشد؟ «ضمن آنكه مى‏دانيم : «گاهى حفظ چيزها سخت تر از تأسيس آنهاست.»
آياتى كه در انتقاد از گروهى مى‏فرمايد : «خداوند سزاوارتر به ترسيدن است تا مردم.»
                                  به ما مى‏گويد : «از مردم نترسيد!»
آياتى كه در ستايش گروهى مى‏فرمايد : «آنان از احدى نمى ترسند! به ما مى گويد : شما نيز نبايد ترسو باشيد!»
آياتى كه مى‏فرمايد : «انبيا در راه هدف خود شهيد شدند.»؛ يعنى : شما هم راه آنان را برويد!»

 

 

 

شنبه 15 تیر1387 ساعت 17:10
شهادت امام هادی (علیه السلام) رو به آقامون امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و به تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض میکنم.

 

شنبه 15 تیر1387 ساعت 16:26

بزرگان، شرط وجوب امر به معروف را احتمال تأثير فرموده‏اند. يعنى اگر اثر نكرد، واجب نيست.
ما ضمن احترام به اين اصل كلى، به چند نكته ديگر نيز توجه مى كنيم :
1 ) ممكن است فعلاً اثر نكند؛ ولى به خاطر اهميت كار، بايد بعضى اشخاص تا مرز شهادت پيش بروند و حرف حق را بزنند.
امام حسين عليه السلام فرمود: من براى احياى امر به معروف و نهى از منكر به كربلا مى‏روم. در آن وقت، امام شهيد شد و يزيد و لشكرش؛ تحت تأثير قرار نگرفتند؛ ولى در فطرت عمومى مردم و تاريخ، ناحق بودن بنى اميه و عصمت و مظلوميت اهل بيت پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله نقش بست.
در قرآن هم به جملاتى برخورد مى‏كنيم كه نشان مى‏دهند گاهى بايد براى عدالت و معروف شهيد شد.
وَ يَقْتُلُونَ النَّبيّين
وَ يَقْتُلُونَ اْلاَنْبياء
وَ يَقْتُلُونَ الَّذينَ يَأمُ‏رُونَ بِالْقِسْط
به هر حال، گرچه براى عموم مردم شرط وجوب، تأثير امر به معروف است؛ اما براى انبيا و اوليا و علما گاهى فرياد زدن لازم است و آنها بايد تا مرز شهادت پيش روند تا خط توسط طاغوت‏ها و از طريق بدعت ها و انحرافات محو نشود.
2 ) فضاسازى يك ارزش است؛ براى مثال، هر كسى كه به تنهايى مشغول نماز مى شود، مستحب است كه اذان بگويد و در اذان، فرياد «حى على الصلوة» سردهد. در اينجا مى‏بينيم كه گفتن و فرياد اين جمله يك ارزش است؛ هر چند كه شنونده‏اى وجود نداشته باشد تا براى برپايى نماز بشتابد. حفظ قانون و جلوگيرى از محو آن، يك ارزش است.
لذا اسلام به زنانى كه در هر ماه چند روزى نماز برايشان واجب نيست، دستور مى‏دهد كه در هنگام نماز، رو به قبله بنشينند و ذكر خدا بگويند تا رسم نماز خوانى آنان حفظ شود.
اسلام به زائران خانه خدا كه براى اولين بار به حج مى‏روند، فرموده است: در روز عيد قربان، سرخود را بتراشيد.
سپس به كسانى كه سرشان مو ندارد، سفارش مى‏كند: تيغى روى سر خود بكشيد تا فرم قانونى آن مراعات شود.
حتى اگر در چهارراه و يا خيابان ماشينى نباشد، لازم است در هنگام چراغ قرمز بايستيم تا به قانون عمل كرده باشيم.
اين نمونه ها به ما مى‏گويند كه اگر همه سكوت كنند و بگويند: امر به معروف اثرى ندارد، كم كم معروف در جامعه كمرنگ و گناهكار هر روز جسورتر و مسلمانان بيشتر عقب نشينى مى‏كنند. در اين موارد به هر نحو بايد امر و نهى در كار باشد؛ گرچه اثر نكند.
3 ) ممكن است امر و نهى در افراد اثر نكند؛ ولى با نهى از منكر لذت گناه را از كام گناهكار مى‏گيريم و نمى گذاريم كه او لااقل با خيال راحت گناه كند. اين ايجاد دلهره با نهى از منكر، عرصه را بر گناهكار تنگ مى‏كند و اين خود يك ارزش است. اسلام به ما سفارش كرده است كه به گناهكار با قيافه هاى گرفته و عبوس نگاه كنيد تا او خود را نزد شما منفور ببيند. بنابراين، ممكن است دست از خلاف برندارد، امّا كام گناهكار را تلخ كردن لازم است.
4 ) نهى از منكر نشانه آزادى است؛ و اگر بخاطر تأثير نكردن آن نهى، همه ساكت شويم، با دست خودمان جامعه را به محيط خفقان، وحشت و مرگ آفرين تبديل كرده‏ايم. بنابراين، براى حفظ و دفاع از آزادى بايد فرياد زد؛ گرچه در آن زمان كسى گوش ندهد.
5 ) نهى از منكر و امر به معروف؛ گامى به سوى خودسازى است؛ زيرا: تلقين به خود است؛ اعلام موجوديت است؛ نشانه بيدارى، شناخت و تعهد است. آرى گفتن، حداقل اين آثار را در خود انسان دارد؛ گرچه گناهكار در آن زمان عكس‏العملى از خود نشان ندهد.
6 ) با آنكه ممكن است سخن امروز من در شنونده اثر نكند؛ ولى پاداش اخروى من همچنان ثابت است. يكى از بركات ايمان به خدا و معاد همين است كه هرگز انسان خود را بازنده نمى پندارد.
اگر براى رضاى خداوند به سوى مسجد رفتيد، پاداش جماعت خواهيد داشت؛ هر چند كه مسجد بسته باشد. انسان مخلص با خدا معامله مى‏كند و گفتن براى خدا پاداش فراوانى دارد؛ خواه طرف گوش دهد و يا ندهد. قرآن، بهترين مردم را كسى مى‏داند كه به حق دعوت كند.گرچه هميشه اين دعوت ها مؤثر نباشند. آرى! اگر شاگرد درس استاد را فرا نگرفت، حقوق معلم لطمه‏اى نمى‏بيند.
7 ) اثر فورى لازم نيست؛ گاهى امر به معروف و نهى از منكر شما اثر فورى ندارد؛ ولى مطمئن باشيد كه در آينده اثر دارد؛ زيرا گاهى حالات انسان طورى است كه حال حق شنوى ندارد، ولى تذكر شما در زمان ديگر كار خودش را روى فكر او خواهد كرد.
8 ) تمرين جرأت؛ امر و نهى كردن، حفظ روحيه جرأت است. اگر به دليل آنكه اثر ندارد، امر و نهى نكنيد، كم كم جرأت فرياد زدن و گفتن در شما كم مى‏شود.
9 ) تسكين وجدان؛ فرياد بر سر گناهكار، سبب آرامش وجدان ايمانى خود انسان مى‏شود. كسى كه فرياد مى‏زند، هرگز در وجدان، خود را محكوم به ترس و سكوت و سازش و بى تفاوتى نمى كند.
10 ) راه قرآن و انبيا است؛ راستى، كه از انبيا بهتر نيستيم. آن بزرگواران معصوم بارها با استدلال و معجزه و بهترين اخلاق نهى از منكر مى‏كردند؛ ولى اكثر مردم گوش نمى‏دادند. به قول قرآن كريم :

وَ اِذا ذُكِّرُوا لايَذكُرون ؛ هرگاه تذكرى به آنان داده مى‏شد، متذكر نمى شدند.
اتَيْناهُ اياتِنا كُلّها فَاَبى ؛ ما همه معجزات خود را به فرعون نشان داديم، ولى زير بار نرفت.
وَ اِن يَّرَوْا كُلّ ايَةٍ يُعْرَضُوا وَ يَقُولُوا سِحْر ؛ اگر هر معجزه‏اى ببينند، اعراض مى‏كنند. و مى‏گويند سحر است.
11 ) عذر براى ما و اتمام حجت بر گناهكار؛ امر به معروف و نهى از منكر اتمام حجت بر گناهكار است تا نگويد: كسى به من تذكر نداد. و عذرى است براى مؤمن تا به او گفته نشود: چرا فرياد نزدى. قرآن مى‏فرمايد : گفتن، يا سبب تذكر است و يا وسيله عذر (عذراً او نذراً) احتمال اثر شرط وجوب است؛ يعنى اگر احتمال اثر نمى‏دهى، واجب نيست؛ نه آنكه ممنوع است. تا آنجا كه خداوند منع نكرده است مى‏توان پيش رفت؛ ولى اگر كار به جايى رسيد كه ديگر از طرف خداوند فرمان توقف آمد، تكليف عوض مى‏شود؛ نظير آياتى كه مى‏فرمايد:
- از آنان اعراض كن كه فايده‏اى ندارد.
- نداى تو به گوش افراد كر نمى رسد.گروهى مثل مرده‏هاى قبورند كه تو نمى توانى حرفى به آنان بشنوانى آنان را رها كن.

 

 

یکشنبه 5 خرداد1387 ساعت 12:50
نوشته شده توسط انصارالمهدی(عج) | لينك ثابت |موضوع:عکس ها